ابراهيم اصلاح عربانى
704
كتاب گيلان ( فارسى )
در كتاب خود از طرق مختلف روابط مالك و زارع گيلان را مورد بحث قرار مىدهد و وظايف هريك را مشروحا ذكر مىكند . من اين كتاب را ترجمه كرده و ضميمه مفصلى هم راجع به زندگانى خانوادگى دهقانان و مسكن و عادات و طرز تغذيه آنان بر ترجمه اضافه كردم . اين كتاب كه تا اين زمان متن و ترجمه آن در دسترس نيست مىتواند اطلاعات مهمى درباره دهقانان و زندگى آنان و شوراى اتحاد اسلام به علاقمندان بدهد . حاج سيد محمود روحانى به سال 1323 خورشيدى در قزوين بدرود زندگى گفت او از جمله بنيانگزاران كتابخانه ملى رشت است كه در سال 1306 به همت جمعيت نشر فرهنگ گيلان تأسيس يافت . رودبارى ، سيد تقى سيد تقى رودبارى فرزند سيد يوسف بن سيد هاشم رودبارى در سال 1286 هجرى قمرى متولد شد . تحصيلات مقدماتى را در قزوين فراگرفت . آثار باقيمانده در خانواده او نشان مىدهد عموما مردانى صاحب كمال و دانش دوست بودهاند و از سيد هاشم نسخهاى از شرايع محقق باقى مانده است كه آن را به خط خود براى فرزندانش نوشته است به اين اميد كه آنان در فقه و دانشهاى دينى كوشا باشند . سيد تقى رودبارى بعد از مدتى از قزوين به نجف رفت و در زمره شاگردان مرحوم ميرزا عبد الله مازندرانى و مرحوم سيد اسد الله اشكورى قرار گرفت . مدت 12 سال در اين شهر زيست و از فقهاى آن زمان از جمله سيد محمد على مدرس چهاردهى و استادش ميرزا عبد الله مازندرانى اجازهء اجتهاد دريافت نمود . پس از رسيدن به مرحلهء اجتهاد به ايران بازگشت و در رشت اقامت گزيد . سيد تقى رودبارى كه مورد توجه مردم گيلان بود به امامت جماعت مسجد صفى رشت دعوت شد . او در سال 1359 هجرى قمرى دار فانى را وداع گفت . آثار باقيمانده از آن مرحوم تقريرات درس استادش مرحوم ميرزا عبد الله مازندرانى است كه به خط خود در چند جلد نگاشته است . روشن ، محمد محمد روشن به سال 1312 شمسى در رشت زاده شد . تحصيلات ابتدائى و متوسطه را در همانجا به پايان آورد و بر اثر تشويقهاى استاد زندهياد پورداود به تحصيل در دانشكدهء ادبيات دانشگاه تهران پرداخت . وى از سال 1337 تا 1348 به دبيرى در دبيرستانهاى رشت اشتغال داشت . سالهاى بعد دورهء فوق ليسانس پژوهشكدهء فرهنگ ايران را گذرانيد . محمد روشن در سالهاى دانشجوئى هماره در خدمت استادان بود . در گردآورى مقالات استاد پورداود با وى افتخار همكارى داشت و در همان اوان فهرستهاى دوازدهگانهء چهارمقاله نظامى عروضى مصحّح دكتر محمد معين و « ايران از آغاز تا اسلام » ترجمه آن روانشاد را فراهم ساخت . در تمهيد مقالات « فرهنگ معين » از همكاران نخستين آن بزرگوار بود . از اسفندماه 1348 كه به تهران منتقل گرديد با بنياد فرهنگ ايران همكارى آغاز كرد كه تا انقلاب اسلامى در آن مؤسسه ، در بخش « فرهنگ تاريخى زبان فارسى » اشتغال داشت . وى به سال 1350 از وزارت آموزشوپرورش به فرهنگستان ادب و هنر منتقل گشت . از سال 1350 به پيشنهاد استاد شادروان مجتبى مينوى در شمار 5 تن پژوهشگران نخستين بنياد شاهنامهء فردوسى : آقايان دكتر زرياب خويى ، دكتر شفيعى كدكنى و دكتر على رواقى برگزيده شد . همكارى وى تا روزگار حيات آن بزرگوار ( 1355 ) ادامه داشت . پس از « داستان رستم و سهراب » مصحح استاد مينوى ، « داستان فرود » مصحح محمد روشن در بنياد شاهنامه به مناسبت جشنوارهء طوس در 1354 منتشر گرديد . نخستين اثر محمد روشن كه حاصل پژوهش وى در رشت بود « تفسير سورهء يوسف » نام داشت كه به تشويق دكتر محمد معين بر سر آن كار شد و به سال 1345 از سوى بنگاه ترجمه و نشر كتاب منتشر گرديد . اين اثر در چاپ سوم بر مبناى متن كتاب « قصه يوسف » نام گرفت كه به سال 1367 از سوى شركت انتشارات علمى و فرهنگى منتشر گرديد . شايستهء گفتن است كه قرارداد چاپ « منشآت خاقانى » نيز به سال 1345 ، با دانشگاه تهران منعقد گرديد كه وى دبير دبيرستانهاى رشت بود و اين امر در انتشارات دانشگاه تهران از نوادر است ، زيرا منشورات آن دانشگاه مخصوص هيأت علمى دانشگاه تهران مىباشد . محمد روشن با دانشمند وارستهء بزرگوار شادروان سيد محمد تقى مدرس رضوى از روزگار دانشجوئى همكارى داشت و پس از انتقال به تهران اين همكارى تداوم يافت چنانكه چاپ دوم « حديقة الحقيقه سنائى » كه با مقدمهاى نو و كشف الابيات همراه است ، حاصل اهتمام وى است . همچنين « مثنويهاى حكيم سنائى » كه به سال 1360 از سوى انتشارات بابك منتشر گرديد و چاپ دوم « ديوان سيد حسن غزنوى » در سلسلهء انتشارات اساطير به سال 1362 به اهتمام وى زيور طبع يافت و نيز « شجرهء طيبه » تأليف پدر بزرگوار آن استاد شادروان به سال 1352 . محمد روشن پس از انتقال به تهران با مجلات ادبى و تحقيقى پيوندى نزديكتر يافت ، چنانكه سردبيرى سال 13 مجلهء « راهنماى كتاب » با وى بود و نيز ستون نقد و بررسى كتابها و مجلههاى دانشگاهى در مجلهء سخن را نيز بر عهده داشت . وى از سال 1350 به هيئت علمى پژوهشكدهء فرهنگ ايران پيوست و در دورههاى فوق ليسانس و دكتراى زبان و ادبيات فارسى و دورهء فوق ليسانس رشتهء تاريخ و زبانشناسى تدريس كرد . محمد روشن از نخستين دورهء كنگرهء تحقيقات ايرانى كه از سوى دانشگاه تهران به سال 1349 برپا گرديد تا هشتمين دورهء آنكه هريك از سوى دانشگاههاى فردوسى مشهد ، تبريز ، اصفهان ، شيراز و ملى سابق ( دكتر بهشتى ) و بنياد فرهنگ ايران و فرهنگستان ادب و هنر در كرمان عضويت مؤثر داشت چنانكه 5 دفتر از خطابههاى كنگرههاى بنياد فرهنگ ايران و فرهنگستان ادب و هنر با نظارت و ويراستارى وى منتشر گرديد . وى همچنين در كنگرهء جهانى هزارمين سال تدوين شاهنامهء فردوسى كه از سوى يونسكو در دانشگاه تهران به سال 1369 برپا گرديد عضويت داشت و براى نخستينبار خدشهدار بودن نسخهء خطى شاهنامهء فلورانس را كه تاريخ مجعول 614 دارد و خود توفيق بررسى عين نسخه را در كتابخانهء ملى